محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

41

مخزن الأدوية ( ط . ج )

فصل هفتم : در بيان اعمار بعضى ادويه مفرده بالاجمال بدان كه ادويه مفرده از سه جنس بيرون نيستند يا معدنى يا نباتى يا حيوانىاند پس معدنى مختلف مىشود عمرهاى انواع اصناف آنها به حسب شرافت و خسّت و تام التركيب و متلزز الاجزاء و لطيف بودن اجرام و جواهر آنها و عدم آنها مانند ذهب و حجر الماس و ياقوت و زمرد و امثال اينها از معدنيات كه مدتى مديد باقى مىمانند و فاسد نمىگردند و امّا نقره مدت بقاى آن كمتر از ذهب است و معدنياتى كه بدان مثابه نباشند يعنى ناقص التركيب باشند مانند مس و آهن و اسرب و غيرها بسيار باقى نمىمانند و به زودى فانى و فاسد مىگردند خصوص كه در آب و گل دفن نمايند و مدتى در آن بمانند و امّا زنجار پس ناقص مىشود قوّت آن تا يك سال و رفته رفته باطل مىگردد و سفيداب قوّت آن تا شش سال باقى مىماند و مرتك كه مردارسنگ باشد قوّت آن تا سالهاى بسيار باقى مىماند و همچنين اقليميا و مرقشيشا و توتيا و امّا حجر فادزهر يعنى فادزهر معدنى خطايى و قندهارى و انواع خوش رنگ و خوشبوى املس آن نيز مدتى مديد قوّت آن باقى مىماند و امّا لؤلؤ مدت بقاى قوّت آن از آن كمتر است و مادام كه آب و رنگ و صفا در آن باقى است نيكو است و امّا اطيان طيّب‌الروايح مانند طين داغستانى و مختوم و آنچه بدان هر دو ماند مدت بقاى قوّت آنها از لؤلؤ كمتر است و كل احجار و اطيان را چون بسايند و مدتى بر آنها بگذرد قوّت آنها ضعيف و زايل مىگردد و رفته رفته مثل احجار و اطيان ديگر مىشوند به حسب مراتب خودها و آنچه صاحب رايحه است مادام كه رايحه با آن باقى است قوى است پس به دستور ضعيف و باطل مىگردد و مثل ساير احجار و اطيان مىشود . * فايده * بدان كه اكثرى بر آنند كه ماده بسايط متطرقات زيبق و كبريت است پس هرگاه آن هر دو در نهايت خوبى جوهر و صفا باشند و كبريت در قوّت ناريه صابغه و غالب باشد در معدن صورت ذهبى بر آن مركب از مبداء فياض جل ذكره فايض مىگردد و ذهب تكون مىيابد و اگر زيبق غالب باشد با قوّت بارده صورت فضى مىيابد و فضه متكون مىگردد و چون اجزاء ردى الجواهر باشند و كبريت كمتر و با قوّت مائيه صورت قلعى مىپذيرد و هرگاه ردائت جوهر بيشتر باشد صورت اسربى مىيابد و اگر زيبق جيّد الجوهر بود كه مانع ظهور اسباب صابغه باشد بالتمام هر چند آن اسباب وافر باشند صورت نحاسى مىيابد و چون به اين حال يبوست شديده بر آن غالب باشد صورت روى توتيا كه خارصينى نيز نامند مىپذيرد و اگر كبريت جيّد الجوهر و زيبق ردى الجوهر باشد با عدم اسباب صبغ صورت حديدى بر او فايض مىگردد و اهل صنعت كيميا را عقيده آن است كه انقلاب بعضى به بعضى به اعمال مخصوصه مدوّنه در كتب خود كه رفع بدى جوهر هر يك شود ممكن است امّا شايد اين سخن توهمى بيش نباشد زيرا كه انقلاب حقايق محال است و همچنين احجار نفيسه غير متطرقه مانند ياقوت و الماس و زمرد و غيرها نيز اصل و ماده و بسايط آنها زيبق و كبريت است به اختلاف مراتب از صفا و كدورت و غيرها و الله اعلم و همچنين اگر زيبق جيد و نيكو باشد و ليكن كبريت ناصاف باشد تركيب غير محكم يعنى حافظ صورت نوعيه خود مدت مديد نتواند بود و اگر هر دو جيد و صافى باشند محكم التركيب گردد يعنى حافظ صورت خود مدت مديد بود . * امّا ادويه نباتيه * پس آنها يازده صنف‌اند زيرا كه يا از قبيل صموغ و يا عصارات و يا ازهار و فقاح و يا ادهان و يا البان و يتوعات و يا اوراق و يا ثمر و يا به زور و يا اغصان و يا اصول و لحاء و قشور و امثال اينهااند پس صموغ مانند صمغ عربى و كثيرا و اشق و جاوشير و سكبينج و لك و دم‌الاخوين و امثال اينها مدت بقاى قوّت آن‌ها تا سه سال است و امّا عصارات مانند اقاقيا و حضض هندى و مكى و افيون به اصطلاح قديم كه عصاره خشخاش برى بوده و كات هندى و دم‌الاخوين به قول صاحب